🔘اصطلاح شیعه و تشیّع
نكته قابل توجه اين است كه براى واژه شيعه و تشيّع در كتب حديث و كلام و رجال دو اصطلاح وجود دارد:
1 ـ در اصطلاح نخست شيعه كسى است كه محبّ اهل بيت عليهم السلام باشد و در عين حال به خلافت شيخين نيز اعتقاد دارد.
بعضى از اهل كوفه آن زمان، اميرالمؤمنين عليه السلام را از عثمان افضل و برتر مى دانستند و معاويه را نيز مذمّت مى كردند; امّا به افضليت آن حضرت بر شيخين اعتقاد نداشتند.
2 ـ در اصطلاح دوم كه همه ما بر آنيم و اصطلاح معروف نيز همين است; شيعه عبارت است از كسى كه به جانشينى اميرالمؤمنين عليه السلام پس از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و امامت اهل بيت عليهم السلام كه دوازده امام بعد از پيامبر صلى اللّه عليه وآله هستند، اعتقاد داشته باشد.
تشيّع در قرن يكم مطابق با اصطلاح نخست رايج بوده است. شاهد اين مطلب، مسيب بن نجبه است. او از دعوت كنندگان سيدالشهداء عليه السلام به كوفه است. در شرح حال او مى نويسند كه وى شيعى بوده است.
راوى مى گويد: من بيست سال با مسيب و شيعيان زيادى در همين مسجد هم نشين بودم و نديدم كه شيعيان كوفه نسبت به صحابه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله جز خير سخنى بگويند، مگر درباره على و عثمان.1
آرى! اگر شيعيانِ آن وقتِ كوفه سخنى درباره صحابه مى گفتند، از حقانيت و برترى على نسبت به عثمان و معاويه بوده است و درباره خلافت شيخين هيچ اشكال و سخنى نداشته اند.
و آن گاه كه اميرالمؤمنين عليه السلام خواستند در كوفه از نماز تراويح كه يكى از بدعت هاى عمر است ممانعت كنند، سر و صدائى به راه افتاد و نداى «واعمرا، واعمرا، واسنّة عمراه» طنين انداز شد.2
اين مطلب از خود اميرالمؤمنين نيز نقل شده است.3
در نتيجه، حتّى در زمان حاكميت اميرالمؤمنين عليه السلام و در حالى كه مردم كوفه با آن حضرت بيعت كرده بودند حاضر نشدند اين بدعت را ترك كنند.
آيا اينان شيعيان راستين بودند؟ هرگز اين طور نيست. اينان شيعه نبودند و اگر به آنان شيعه گفته مى شود، بنابر همان اصطلاح نخست است.
به راستى آمار شيعيان حقيقى كوفه در آن روزگار چند نفر بوده است؟ تعداد اندكى از مردم كوفه، افرادى هم چون: حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و اصبغ بن نباته جزء شيعيان راستين بوده اند كه عدّه اى از همين شيعيان توسط معاويه و زياد بن ابيه به قتل رسيده بودند.
از طرفى، در مقابل اين جمعيت اندك، ياران و پيروان بنواميّه در كوفه فراوان بوده اند كه عدّه اى از آن ها حكم قتل حجر بن عدى رحمه اللّه را امضاء كردند كه همگى در زمره رجال بزرگ و اشراف كوفه بودند.
از سوى ديگر، عدّه اى از اين گروه در كوفه براى يزيد جاسوسى مى كردند.4
خوارج، گروه ديگرى از ساكنان كوفه
خوارج، فرقه بزرگ ديگرى بودند كه در شهر كوفه مى زيستند. يكى از بزرگان خوارج، اشعث بن قيس پدر جعده، همسر امام حسن مجتبى عليه السلام است كه آن حضرت را به شهادت رساند.
از ديگر بزرگان آن ها، عمرو بن حريث است كه در قتل ميثم تمّار (صحابى باوفاى اميرالمؤمنين عليه السلام) دست داشته است.
از ديگر بزرگان آن ها، شبث بن ربعى، حجار بن أبجر و قيس بن اشعث اند كه براى سيدالشهداء عليه السلام نامه فرستادند و آن حضرت را به كوفه دعوت كردند. با اين حال، آنان از سران لشگر و فرماندهان سپاه عمر سعد بودند.
سيدالشهداء در روز عاشورا به آنان خطاب كردند و فرمودند: آيا شما براى من نامه ننوشتيد؟5
جالب اين جاست كه سيدالشهداء در سخنى فرمودند: نامه اى براى من نوشته نشد مگر از روى حيله و نيرنگ به من و نزديك شدن به فرزند معاويه.6
1 . تاريخ مدينة دمشق: 58 / 198، شرح حال مسيب بن نجبه، شماره 7440.
2 . وسائل الشيعه: 8 / 46، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 12 / 283.
3 . الكافى: 8 / 62 ـ 63.
4 . الاخبار الطوال: 231، سير اعلام النبلاء: 3 / 201، تاريخ طبرى: 4 / 264 ـ 265.
5 . الارشاد: 2 / 98، تاريخ طبرى: 4 / 323، البداية والنهايه: 8 / 194.
6 . انساب الاشراف: 3 / 185
🔘نگاهی به ساختار شهر کوفه
بنابر تحقيقى كه پيرامون شهر كوفه و مردم آن انجام شده است، اين شهر و همه عراق در زمان عُمَرو به واسطه سعد بن ابى وقّاص فتح شده است. كوفه داراى موقعيّتى حساس بوده است، به گونه اى كه هم از نظر تجارى و هم از نظر نظامى مورد توجّه بوده و مردم از نقاط مختلف عراق، حجاز و يمن به اين شهر مهاجرت كرده بودند.
مجموعه اى از قبايل مختلف و گوناگون در كوفه زندگى مى كردند; اما از جهت مذهب، تشيّع در آن جا به طور رسمى از قرن دوم و سوم شروع شد و تشيّع كنونى نيز از آن زمان است و در قرن نخست، شيعيانى كه در آن جا مى زيستند، مانند شيعيان امروزى نبوده اند
کوفیان، دعوت کننده امام حسین علیه السلام
بخش سوم
🔘نقش اهل كوفه در شهادت امام حسين عليه السلام
کوفیان، دعوت کننده امام حسین علیه السلام
پيش تر اشاره شد كه گروهى از مردم كوفه با نوشتن نامه و يا فرستادن نماينده، امام حسين عليه السلام را به كوفه دعوت كردند و بر اين امر اصرار ورزيدند. در اين بخش، به شناسائى و بررسى آن افراد مى پردازيم.
اكنون اين پرسش مطرح است كه آيا دعوت كنندگان، شيعيان حقيقى و راستين اهل بيت عليهم السلام بوده اند يا خير؟! و اگر از شيعيان بوده اند عاقبت و سرانجام آن ها چه شده است؟
وهّابيان و پيروانشان همين پرسش را مطرح كرده و مى گويند: خود شيعيان، حسين بن على عليهما السلام را دعوت كردند و همان شيعيان او را كشتند و هم اكنون براى او عزادارى مى كنند!
اين سخن شبهه اى بيش نيست كه بايستى با تحقيق و بررسى پاسخ داده شود.
البته مراد از دعوت كنندگان همان شخصيت ها، اشراف و افراد موجّه شهر كوفه هستند نه افراد عادى قبيله ها.
حال به راستى فراخوانان امام حسين عليه السلام چه كسانى بوده اند؟
اين پرسش را با نگاه و بررسى اوضاع آن روز كوفه پاسخ مى گوييم
🔘گروه های نویسنده دعوت نامه به امام حسین علیه السلام
گروه های نویسنده دعوت نامه به امام حسین علیه السلام
1 ـ شيعيان خالص كه در اقليت بودند;
2 ـ خوارجى كه در كوفه زندگى مى كردند;
3 ـ عمّال و پيروان بنواميّه.
در اين جا سؤالاتى مطرح است و آن اين كه در ميان اين شيعيان خالص و اندك چرا عدّه اى مثل حبيب بن مظاهر كه از جمله امضاء كنندگان دعوت نامه به امام حسين عليه السلام است و يا مسلم بن عوسجه كه مأمور خريد اسلحه و جمع آورى پول براى حضرت مسلم بوده است، در داستان حضرت مسلم يك باره ناپديد مى شوند ولى بعد از مدتى در روز ششم يا هفتم محرم، خود را با زحمت فراوان به كربلا مى رسانند و در لشكر امام حسين عليه السلام به شهادت مى رسند؟
چرا سليمان بن صرد خزاعى كه بزرگان و شخصيت ها را در منزل خود دعوت كرد و با آنان اتمام حجت نمود كه اگر نمى توانيد يا قصد نداريد امام حسين عليه السلام را يارى كنيد، دعوتش ننماييد، خودش در واقعه كربلا حضور ندارد و بعداً به شهادت رسيد؟!
چرا شخصيت ها و بزرگانى از شيعيان كه از دعوت كنندگان هستند و مى خواستند در خدمت سيدالشهداء عليه السلام باشند; نه در جريان حضرت مسلم كه قبل از واقعه كربلا بوده، خبرى از آنان است و نه در حادثه كربلا!؟
چرا حضرت مسلم تنها مى ماند؟
از سوى ديگر، جمع فراوانى از كسانى كه نامه به امام حسين عليه السلام نوشتند و آن حضرت را دعوت كردند، جزء لشگريان و فرماندهان لشگر عمر سعد بودند. حال چرا اين گونه بوده است؟
🔘برنامه های ابن زیاد در شهر کوفه
اكنون براى دست يابى به اين مطلب مهم و پاسخ به پرسش هاى مطرح شده، يك بار ديگر وضعيت شهر كوفه را با ورود والى جديد; يعنى ابن زياد بررسى مى نماييم.
🔶تهديد
زمانى كه ابن زياد وارد شهر كوفه شد كارهائى را در كوفه به اجرا گذارد و ماجراهاى فراوانى پيش آورد. وى در نخستين خطبه اش در مسجد به مردم گفت:
يزيد سرپرستى شهر شما را به من سپرده و به من دستور داده با مظلومان منصف باشم و به محرومان بخشش كنم و با كسانى كه اطاعت و حرف شنوى دارند همانند پدرى مهربان باشم. اما كسانى كه مخالفت مى كنند و عهد و پيمان مى شكنند، با تازيانه و شمشير جوابشان را خواهم داد.1
وى در نخستين اقدام خود، مردم را تهديد كرد و دستور داد تمام قبايل، شخصيت ها و اشراف شهر كوفه، تك تك شناسائى شوند و به مرور آنان را به حضور طلبيد و از آنان تعهّد گرفت تا از او اطاعت كنند.
وى درباره كسانى كه به حضورش نمى آمدند، اين گونه گفت:
اگر كسى نيايد وفادارى اش را ثابت نكند، ريختن خون او و مصادره اموالش براى ما حلال شمرده مى شود. هر شخصيّتى، از هر قبيله اى كه باشد اطاعت نكند، او در همان قبيله به قتل خواهد رسيد و در مقابل منزلش به دار كشيده خواهد شد!2
🔶شايعه پراكنى!
ابن زياد در اقدامى ديگر، دستور داد كه عدّه اى در داخل شهر كوفه، شايعاتى پخش كنند و مردم را از لشگر يزيد و كسانى كه از شام اعزام مى شوند، بترسانند و آنان را به پراكنده شدن و پراكنده كردن يكديگر از اطراف حضرت مسلم عليه السلام وادار كنند.
اين شايعات تا حدّى در ميان مردم اثر گذارده بود، به گونه اى كه مورّخان مى نويسند: مردم هم ديگر را مى ترساندند و وحشت زده به يكديگر از سپاه اعزامى شام، خبر مى دادند.3
🔶عزل و نصب سران قبايل
بيشتر مردم كوفه اهل قبيله ها بودند; از اين رو حضرت مسلم، براى هر قبيله اى رئيس برگزيده بود. ابن زياد در اقدامى ديگر آن سران را عزل كرد و از هواداران خود، سرانى را براى قبيله ها مشخص نمود و در ميان هر قبيله اى رابطى بين آن قبيله و واليان حكومت قرار داد. او فرمان داد كه آنان مواظب تك تك افراد قبيله خود باشند.
🔶ارسال جاسوس
ابن زياد در برنامه ديگرى، جاسوس هايى را در ميان مردم پراكنده نمود كه در مسجد و غير مسجد با مردم ارتباط داشتند و اخبار را براى ابن زياد گزارش مى كردند.
آن گاه كه حضرت مسلم به طور مخفيانه از خانه مختار به خانه هانى بن عروه منتقل شد و بنابراين بود كه كسى متوجه اين امر نشود. معقل غلام ابن زياد مأموريت يافت تا با سه هزار درهم به سراغ مسلم بن عوسجه كه براى حضرت پول جمع آورى مى كرد برود.
او توانست با شيعه نشان دادن خود و با دادن آن پول، اعتماد مسلم بن عوسجه را جلب نمايد، او را فريب دهد تا محل اقامت حضرت مسلم را كه در خانه هانى بود، پيدا كند. اين جريان در همه كتاب هاى تاريخى آمده است.4
🔶نظارت شديد
يكى از كارهاى بسيار مهم ديگر، محاصره شهر كوفه بود. وى دستور داد تمام مسيرهائى كه به اين شهر منتهى مى شود، به شدّت نظارت شوند. لذا قيس بن مسهّر كه حامل نامه امام حسين عليه السلام براى اهل كوفه بود دستگير شد و به شهادت رسيد. هم چنين عبداللّه بن يقطر كه از طرف امام حسين عليه السلام به سوى مردم كوفه فرستاده شده بود، دستگير شد. به دستور ابن زياد وى را همانند قيس بن مسهّر از بالاى دار الاماره به زير انداختند و به شهادت رسيد.
اين نظارت به قدرى شديد بود كه وقتى برخى از كوفيان به سيدالشهداء عليه السلام در بين راه برخوردند درباره اوضاع كوفه گفتند: به خدا سوگند! نظارت به قدرى شديد است كه نه مى توانيم داخل شهر كوفه شويم و نه مى توانيم از شهر خارج شويم.5
ابن زياد در راستاى اين نظارت شديد، حصين بن نمير را به رياست پليس شهر كوفه برگزيد.6
وى دستور داد كه تك تك خانه هاى كوفه را زير نظر بگيرند. ابن زياد در فرمانى به او گفت:
من تو را بر خانه هاى مردم كوفه مسلّط كردم.7
🔶قتل و كشتار
از ديگر برنامه هاى ابن زياد در شهر كوفه، به شهادت رساندن بزرگان شيعيان واقعى و مواليان حقيقى اهل بيت عليهم السلام بود. او همانند پدرش زياد بن ابيه، اين برنامه را اجرا كرد. از ميان كسانى كه به دستور ابن زياد به شهادت رسيده اند افراد زير را مى توان نام برد:
1 ـ ميثم تمّار
جريان ميثم و اين كه حضرت امير مؤمنان على عليه السلام كيفيّت شهادتش را به او خبر داده بودند، از وقايع جالب و عجيب است.8
2 ـ عبيداللّه بن عمرو بن عزيز كندى
در شرح حال او مى نويسند: او سواركارى شجاع و از شيعيان كوفه بود و در همه جنگ هاى اميرالمؤمنين عليه السلام ملازم ركاب آن حضرت بود. او از كسانى بود كه در كوفه با مسلم بيعت كرد و به همراه مسلم بن عوسجه براى سيدالشهداء عليه السلام از مردم بيعت مى گرفت.9
نوشته اند او رئيس قبيله كنده و ربيعه بود، حصين بن نمير كه رئيس پليس كوفه بود او را دستگير كرد و به فرمان ابن زياد به قتل رساند.10
3 ـ عبيداللّه بن حارث بن نوفل هَمْدانى
او از صحابه پيامبر صلى اللّه عليه وآله و در جنگ صفّين در كنار اميرالمؤمنين عليه السلام حضور داشته است و در كوفه براى امام حسين عليه السلام از مردم بيعت مى گرفت.
نوشته اند كثير بن شهاب او را دستگير كرد و به دستور ابن زياد در مقابل چشمان قبيله اش گردن زدند.11
با توجه به اين اختناق ها، شدت برخورد و نظارت ها، آن گاه كه رئيس قبيله را در برابر ديدگان افراد آن قبيله گردن بزنند، آيا آن قبيله، ديگر انگيزه اى براى حركت كردن خواهند داشت؟
از ديگر افرادى كه جزء ياران حضرت مسلم بوده و دست گير شدند و سپس به فرمان ابن زياد به شهادت رسيدند مى توان به عبدالاعلى بن يزيد كلبى عليمى، عباس بن جعده جدلى، عمارة بن صلخب أزدى... اشاره كرد.12
🔶زندانى كردن شيعيان
يكى ديگر از اقدامات ابن زياد در كوفه، زندانى كردن بزرگان شيعيان بود. در ميان زندانيان افرادى چون مختار، حارث اعور همدانى، سليمان بن صرد خزاعى13 و همراهان او از جمله مسيب بن نجبه، رفاعة بن شداد بودند.
طبرى مى نويسد: ابن زياد در نامه اى به يزيد نوشت:
كسى را كه احتمال مى دادم بر ضد شما حركتى كند و قيامى صورت دهد، باقى نگذاشتم، مگر اين كه در زندان شما به سر مى برد.14
با تمام اين اوصاف، روشن مى شود كه بزرگان شيعيان كجا بودند و چه شدند. آيا با اين وجود، مى توان ادعا كرد و گفت كه سران شيعيان، خود در قتل سيدالشهداء عليه السلام شريك بودند، يا آن كه خود شيعيان از آن حضرت دعوت كردند و بعد آن بزرگوار را به قتل رساندند؟
لذا مى بينيم پس از گذشت چهار يا پنج سال از حادثه كربلا گروهى به رهبرى سليمان بن صرد ظاهر شدند و به جنگ با ابن زياد و اهل شام برخاستند.
نوشته اند: ابن زياد در همان واقعه اين گونه اظهار كرد:
هميشه مى گفتم: اى كاش در آن زمان، زندانيان را از زندان ها بيرون مى آوردم و گردن مى زدم.15
به راستى ابن زياد آرزوى مرگ چه كسانى را داشت؟
آرى همان افرادى كه در زندان بودند، اكنون به عنوان انتقام و خون خواهى شهداى كربلا قيام كرده اند و ابن زياد مأمور بود با آنان بجنگد.
🔶تعقيب فراريان
پس از اين كه ابن زياد عدّه اى از همراهان حضرت مسلم را به شهادت رساند، مسلم بن عوسجه، حبيب بن مظاهر و برخى ديگر را تحت تعقيب قرار داد; ولى نتوانست دستگيرشان كند.
1 . مقاتل الطالبيين: 94، الكامل فى التاريخ: 4 / 24، تاريخ طبرى: 4 / 267.
2 . الارشاد: 2 / 45، الكامل فى التاريخ: 4 / 25، تاريخ طبرى: 4 / 267.
3 . الارشاد: 2 / 54، بحار الانوار: 44 / 350، تاريخ طبرى: 4 / 277.
4 . تاريخ طبرى: 2 / 270، الاخبار الطوال: 235، سير اعلام النبلاء: 3 / 307 و منابع ديگر.
5 . الارشاد: 2 / 72، تاريخ طبرى: 4 / 295.
6 . در بعضى از كتاب ها آمده كه سمرة بن جندب در اين سمت منصوب شد كه او نيز از دشمنان سرسخت اهل بيت عليهم السلام بوده است.
7 . الارشاد: 2 / 57، مقاتل الطالبيين: 68، تاريخ طبرى: 4 / 279.
8 . رجال كشى: 1 / 292 ـ 293.
9 . تاريخ الكوفه: 332.
10 . همان.
11 . همان.
12 . تاريخ كوفه: 334 ـ 335.
13 . سليمان بن صرد شخصيت والائى نزد اهل سنّت دارد; چرا كه وى را در زمره صحابه رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله مى شمارند و بسيار صالح، متدين و عابد مى دانند.
14 . تاريخ طبرى: 4 / 387، الكامل فى التاريخ: 4 / 131.
15 . تاريخ طبرى: 4 / 403، الكامل فى التاريخ: 4 / 141.
🔘
حضور سپاهی از شام در کربلا
علاوه بر آن چه گذشت، به اطمينان مى توان گفت كه علاوه بر اهل كوفه، لشگرى از شام نيز در كربلا حضور داشتند.
براى اين مطلب شواهدى وجود دارد. از جمله از امام صادق عليه السلام مى پرسند: حكم روزه گرفتن روز تاسوعا و عاشورا چگونه است؟
آن حضرت مى فرمايند:
تاسوعا روزى است كه حسين و يارانش در كربلا به واسطه سپاهيان شام محاصره شدند... ابن زياد و عمر سعد از زيادى لشگر خويش خوش حال شدند... .1
در اين زمينه شيخ صدوق رحمه اللّه به سند خود اين گونه روايت مى كند: امام حسين عليه السلام به سمت راست و چپ نگاهى كردند و هيچ كس را نديدند. سپس سر را به آسمان بلند كردند و فرمودند: خدايا! تو مى بينى كه با فرزند پيامبرت چگونه رفتار مى كنند... در اين هنگام سنان بن انس و شمر بن ذى الجوشن به همراه مردانى از اهل شام آمدند... .2
هم چنين درباره روزه روز عاشورا در روايت ديگرى از امام صادق عليه السلام آمده كه حضرت فرمودند:
همانا آل اميّه و كسانى از شاميان كه آنان را در كشتن امام حسين عليه السلام يارى كردند، نذر نمودند كه اگر بر حسين پيروز شدند و خلافت را به دست آوردند، اين روز را عيد بگيرند و به جهت شكرانه آن، روزه بگيرند و اين براى آل ابى سفيان تا به امروز، سنّتى شده است.3
آرى، بنواميّه روز عاشورا را جشن مى گرفتند و هم اكنون عمل وهابيان بر همين است.
هر چند تعداد دقيق سپاهى كه از شام در كربلا حضور داشتند مشخص نيست; ولى اسامى عدّه اى از آنان به دست آمده است. البته اين افراد در زمره شاميانى كه در كوفه اقامت داشته اند نبوده اند; بلكه نيروهائى بودند كه از شام براى شركت در قتل سيدالشهداء عليه السلام به كربلا اعزام شده بودند.
1 . الكافى: 4 / 147، بحار الانوار: 45 / 95.
2 . الامالى شيخ صدوق: 226.
3 . الامالى شيخ طوسى: 667
🔘نگاهی به اعتقاد قاتلان سیدالشهداء
نگاهی به اعتقاد قاتلان سیدالشهداء
به راستى عقيده آنان كه در كربلا بوده اند و با سيدالشهداء عليه السلام جنگيده اند چه بوده است؟
طبرى تاريخ نگار اهل سنّت مى نويسد: روز عاشورا يكى از افراد سپاه ابن زياد به نام يزيد بن معقل از دشمنان سيدالشهداء عليه السلام به برير بن خضير ـ كه از علماء قرآن شهر كوفه و از ياران حضرت بود ـ مى گويد: مى بينى خدا چه روزگارى را براى تو رقم زده است؟
برير پاسخ داد: آن چه خدا براى من پيش آورد، سعادت و نيك بختى است و آن چه براى تو پيش آمده، شقاوت و بدبختى است.
يزيد بن معقل گفت: دروغ مى گويى! تو پيش از اين نيز دروغ گو بودى. آيا به ياد دارى زمانى كه در قبيله بنى لوذان اين دروغ ها را به عثمان مى گفتى و معاويه را گمراه و گمراه كننده و على بن ابى طالب را پيشواى حق و هدايت مى پنداشتى؟
برير گفت: گواهى مى دهم كه اعتقاد من همين است كه گفتى.
يزيد بن معقل گفت: من نيز گواهى مى دهم تو از زمره گمراهان هستى.
برير گفت: آيا حاضرى مباهله كنى و بعد مبارزه كنيم؟
يزيد بن معقل گفت: آرى.
آن گاه هر دو حركت كردند و قبل از مبارزه دست به دعا برداشتند و دروغ گو را لعنت كردند و از خدا خواستند كه كسى را كه بر حق است بر ديگرى چيره گرداند و بعد مبارزه آغاز شد و برير، يزيد بن معقل را كشت.1
نكته اين است كه در روز عاشورا سخن از حقانيت امير مؤمنان على عليه السلام و يا عثمان مطرح است. هوادارى از على عليه السلام و پيروى از عثمان محلّ اختلاف و منشأ جنگ است.
طبرى در مورد ديگرى مى نويسد: هنگامى كه نافع بن هلال از ياوران امام حسين عليه السلام پا به ميدان رزم نهاد، رجز خواند و گفت: من معتقد به دين على عليه السلام هستم.
فردى از سپاه ابن زياد به نام مزاحم بن حريث براى مبارزه با او به ميدان رفت و در جواب نافع گفت: من هم معتقد به دين عثمان هستم.2
ابن اثير جزرى در كتاب الكامل فى التاريخ و ابن كثير در البداية والنهايه به نقل اين اتّفاق مى پردازند،3 ولى نمى گويند كه طرف مقابل او در پاسخ گفت: من معتقد به دين عثمان هستم.
چرا؟ چون بايد مخفى بماند تا كسى قاتلان سيدالشهداء عليه السلام را نشناسد تا در قرن ها بعد افرادى بتوانند بگويند كه خود شيعيان، حسين بن على را به شهادت رساندند.
مورّخين مى نويسند; ابن زياد در نامه اى به عمر سعد نوشت:
حسين و يارانش را از آب منع كن تا قطره اى به آن ها، آب نرسد، همان طورى كه با خليفه مظلوم عثمان بن عفان اين كار را كردند!4
نوشته اند: وقتى اسيران اهل بيت عليهم السلام را به مدينه منوره برگرداندند و بانوان بنى هاشم شيون و ناله زدند و به عزادارى پرداختند، راوى گويد: در آن هنگام نزد عمرو بن سعيد اشدق رفتم.
عمرو با ديدن آن صحنه خنديد و شعرى را در دشمنى با اهل بيت عليهم السلام خواند و بعد از آن گفت: اين عزا و مصيبت در مقابل مصيبت عثمان بن عفّان است!5
با توجه به اين مطالب معلوم مى شود كه در كربلا چه جبهه اى در مقابل چه گروهى قرار گرفته بودند. آرى از آغاز جنگ پاى عثمان در كار بوده و تا پايان كه ورود اهل بيت عليهم السلام به مدينه بود، باز هم سخن از عثمان به ميان مى آيد.
1 . تاريخ طبرى: 4 / 328 ـ 329، الكامل فى التاريخ: 4 / 66.
2 . تاريخ طبرى: 4 / 331.
3 . الكامل فى التاريخ: 8 / 199، البداية والنهايه: 8 / 199.
4 . تاريخ طبرى: 4 / 311، الاخبار الطوال: 255، البداية والنهايه: 8 / 189.
5 . همان
🔘برخی از جنایت های انجام شده در کربلا
برخی از جنایت های انجام شده در کربلا
با جناياتى كه در كربلا اتفاق افتاده حتى يك درصد هم احتمال نمى رود كه قاتلان سيدالشهداء عليه السلام شيعيان كوفه باشند; چرا كه از هيچ شيعه اى، به هر معنايى كه باشد و در نهايت فسق و قساوت قلب و بى دينى هم كه باشد، چنين جنايت هايى سر نمى زند. جنايت هايى هم چون:
قطع آب، آتش زدن خيمه ها، كشتن كودكان، كشتن بانوان، تاراج اموال، لگدمال كردن بدن مبارك و مطهّر فرزند دلبند رسول خدا صلى اللّه عليه وآله با سم اسبان.
اين كه سخنرانان به هنگام بيان جناياتى كه در كربلا رخ داده است مى گويند: «از گوش دختران اهل بيت عليهم السلام گوشواره مى كشيدند» حقيقت دارد و از حقايق عاشوراست. آرى نبايد در پى آن بود كه حتماً سنّى ها اين فجايع را روايت كرده باشند تا باورپذير گردند و انتظار هم نبايد داشت كه متعصّبى از اهل سنّت اين قضايا را نقل كرده باشد.
پستى به جايى مى رسد كه وقتى آن مرد خبيث گوشواره فاطمه دختر سيدالشهداء عليه السلام را با گريه از گوش او مى كشيد، فاطمه به او گفت: چرا گريه مى كنى؟ رهايم كن! آن خبيث گفت: اگر من اين كار را نكنم، فرد ديگرى گوشواره را مى برد.1
چنان كه در تاريخ آمده است، جسد مبارك سيدالشهداء عليه السلام را ده نفر اسب سوار با سم اسبان خود لگدمال كردند و اسامى آنان در كتاب هاى معتبر آمده است.
ابوعمرو زاهد كه از نظر اهل سنّت بسيار معتبر است، مى گويد: ما اين ده نفر را بررسى كرديم تمام آنان را ولدالزنا يافتيم.2
آيا به راستى مى توان ادّعا كرد كه اين وقايع و جنايت هاى روز عاشورا را شيعيان انجام داده اند؟ آيا شيعه هر قدر فاسق باشد، مى تواند از اين قبيل كارها انجام دهد؟
1 . سير اعلام النبلاء: 3 / 303، ترجمة الامام الحسين عليه السلام من طبقات ابن سعد: 78.
2 . اللهوف: 79 ـ 80 ، مثير الاحزان: 59، بحار الانوار: 45 / 59 ـ 60
🔘چهره دشمنان اهل بیت در سخنان امام حسین علیه السلام
چهره دشمنان اهل بیت در سخنان امام حسین علیه السلام
سيدالشهداء عليه السلام در روز عاشورا در ضمن سخنانى، دشمنان اهل بيت عليهم السلام را اين گونه توصيف نموده و فرمودند:
همانا شما در زمره سركشان امّت، پشت كنندگان به قرآن، همدم هاى شيطان، گروهى معصيت كار، تحريف كنندگان، قاتلان و فرزندان انبياء و... هستند. شما فرزندان ابن حرب و پيروان (معاويه) هستيد و هدف شما فقط از بين بردن ماست.1
اين سخنان بر چه كسى منطبق است؟ اين كلمات حتّى بر يك شيعى كه در پايين ترين درجه تشيّع و در بالاترين درجه فسق و گناه باشد، صدق نمى كند.
آن حضرت در ادامه از آنان مى پرسد كه به دليل قصد جان مرا كرده ايد؟
در پاسخ گفتند: ما تو را به جهت كينه و دشمنى با پدرت مى كشيم.2
بنابراين، با توجه به آن كه گفتيم بزرگان كوفه از شيعيان اميرالمؤمنين عليه السلام يا در زندان بودند، يا به شهادت رسيده و يا فرار كرده بودند با اين حال، آيا مى شود شيعه به هر معنايى، مرتكب جناياتى چون آتش زدن خيمه زنان و كودكان بى پناه و... بشود؟
1 . ترجمة الامام حسين عليه السلام ابن عساكر: 318، تاريخ مدينة دمشق: 14 / 218.
2 . نور العين فى مشهد الحسين عليه السلام: 47
🔘🔶منبع :
سایت آیت الله سیدعلی میلانی
موضوعات مرتبط: متن ومطلب سخنرانی،امام حسین ع ، محرّم ، کوفه و کوفیان
You want the truth-در طلب حقیقت_Way to lead-راه هدایت
سی منبر رمضان قسمت سوم
دینداری حضرت زهرا سلام الله علیها
راه کارهای درمان حسد
مسابقات مفهومی برای جشن ها
ویژگی های حضرت فاطمه سلام الله علیها
فضائل اخلاقی حضرت زینب سلام الله علیها
فضائل اخلاقی زینب سلام الله علیها
معیارهای گزینش قرآنی
متن روضه حضرت معصومه سلام الله علیه
مقام شفاعت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
متن مولودی پیامبر ص
یاد مرگ در روایات
نامگذاری فرزند
پاسخ به یک شبهه؛ زیارت و نژاد پرستی (چرا در زیارت ها به عرب ها سلام می دهیم و به یکی از بزرگان ایران
جود و بخشش
سرنوشت انواع پیوندها و رفاقت ها در قیامت
۲۰ راهکار ترویج فرهنگ غدیر
مهدویت در هفتاد آیه و روایت
چهل حدیث فضیلت مسجد
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی











